محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2785
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« تا يكيتان برادر خويش را ببيند و گويد : سعد ! فرار كن كه سعيد هلاك « شد يا به استقامت آييد . دروغ منبر شهره مىماند . اگر دروغى از من « شنيديد نافرمانى من بر شما رواست . هر كه شبانگاه به او تازند من « ضامن خسارت اويم . شبروى موقوف كه هر شبروى را پيش من آرند « خونش بريزم . در اين مورد چندان مهلتتان مىدهم كه خبر به كوفه رود « و پيش من آيد دعوت جاهليت موقوف كه هر كه چنين كند زبانش را مىبرم . « تازه ها آوردهايد كه نبوده ما نيز براى هر گناهى عقوبتى نهادهايم ، هر كه « كسانى را غرق كند ، غرقش كنم ، هر كه بر كسانى آتش افروزد او را « بسوزيم ، هر كه به خانه اى نقب زند به قلبش نقب زنم ، هر كه قبرى را « بشكافد زنده به گورش كنم ، دستها و زبانهاى خويش را از من بداريد « تا دست و آزار خويش را از شما بدارم . هر كس از شما كارى به خلاف « رفتار عامه كند گردنش را مىزنم . ميان من و بعضى كسان دشمنىها بوده « كه آن را پشت گوش انداختهام و زير پا افكندهام ، هر كس از شما نكوكار « بوده نكويى بيشتر كند و هر كه بدكار بوده از بدى چشم بپوشد . اگر « بدانم كه يكى از دشمنى من در تب و تاب است پوششى از او برنگيرم « و پرده اى از او بر ندارم تا عمل خويش را بنمايد و چون بنمود مهلتش « ندهم . كارهاى خويش را ديگر كنيد و با خويشتن كمك كنيد . بسا كس كه « از آمدن ما دلگير شده و خرسند خواهد شد و بسا خرسند كه دلگير خواهد « شد . « اى مردم ! ما راهبران شما شدهايم و حاميانتان ، به قدرتى كه خدايمان « داده راهتان مىبريم و به كمك غنيمتى كه خداى به ما سپرده از شما حمايت « مىكنيم . ما را بر شما حق شنواييست و اطاعت در مورد چيزهاى كه بخواهيم « و شما را بر ما حق عدالت است مورد چيزهاى كه به عهده داريم ،